در این سایت مطالبی که توسط گروه غرب و مهدویت مرکز تخصصی مهدویت ترجمه و تحلیل گردیده جهت استفاده پژوهشگران و علاقمندان قرار داده می شود. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع، بلامانع است.
 

موضوعات

4 تابلو راهنما date setters Furnish
islamophobia yourislamicfuture احدادیث اسلامی
احکام اسلامی احمدی نژاد اسرائیل
اسلام اسلام ردای ضدمسیح اسلام هراسی
امام حسین ع امام دوازدهم امام علی ع
امام مهدی ع انتخابات آمریکا انتخابات ریاست جمهوری
اوانجلیست ها اوانجلیستها اهل سنت
ایران ایرانیان آخرالزمان
آخرالزمان، آرماگدون آمار
آمریکا بازگشت مسیح برنامه راز
برنامه هسته ای بمب گذاری بوستون بن لادن
بنیادهای صهیونیست مسیحی پایان تاریخ پایان جهان
پیشگوییها پیشگوییهای کتاب مقدس ترامپ
تطبیق گرایی تعیین کنندگان تاریخ تقدیر گرایان
توقیت تیموتی فرنیش جان هاگی
جک اسمیت جوئل روزنبرگ جوئل ریچاردسون
جیمز استون جیمز پارکر حزب الله
حوادث یمن خاورمیانه خسوف
دابق داعش داعش ایران اسرائیل
داعش، عراق دوران محنت دیوید جرمایا
دیوید ریگان دیوید کوک رابرت اسپنسر
رالف استایس رشد جمعیت روحانی
روز مهدی رون کانترل زمینه سازان
سربریدن سلاح اتمی سوریه
سید حسن نصرالله شاهدان آخرالزمان شعله های جنگ
شمارش معکوس برای آرماگدون شیعه صوفیه
صهیونیست صهیونیسم مسیحی ضدمسیح
ضدمسیح اسلامی ظهور مسیح ع عباس امانت
عدنان اکتار علائم آخرالزمان عیسی مسیح ع
غرب غرقد فلسطین
فیلم تبلیغاتی قرآن کتاب مقدس
کریس میشل کسوف گردن زدن
گلن بک گیلی لیندز مارک داویدسون
مارک هیچکاک محمدعلی امیرمعزی مستشرقین
مسلمانان مسیحیت معرفی اشخاص
معرفی سایت معرفی کتاب ملک عبدالله
موسسه پیو مهدی پژوهی در غرب مهدی خلجی
مهدی خوانده ها مهدی ستیزی غرب مهدی ع
مهدی گرایی مهدی منجی ربوده شده میرباقری
میشل باکمن نیمه شعبان ولید شعیبات
وهابیت هالیوود همایش بوستون
هواپیمای مالزی یهود
صفحه اصلی »موضوعات»مقاله ها
dehghani1 1392/11/19
3920 0
0.0 (0)

پیشگویی مسلمان بودن ضدمسیح از کجا سر برآورده است؟ (3 و پایانی)

در ادامه مطالب دکتر دیوید ریگان در نقد نظریه "ضدمسیح اسلامی" در این مطلب به بخش سوم و پایانی این نقد می پردازیم. در مورد مطالب این قسمت دو نکته حائز اهمیت است:

1- از آنجا که در این بخش دکتر ریگان به نقد دو کتاب مهم "ضدمسیح اسلامی" و "جنگ خدایی با ترور" می پردازد، این بخش ارزش بالایی دارد چراکه این دو کتاب از مهمترین و پرفروشترین کتب در این موضوع در سالیان اخیر بوده اند.

2- به دلیل به هم پیوستگی، مطالب این شماره کمی طولانی می باشد.

از خوانندگان گرامی تقاضا می شود نظرات خود را در این موضوع در بخش نظرات و یا رایانامه سایت ارسال فرمایند.

...


کتاب ریچاردسون

کتاب سومی که من در این موضوع بررسی کرده ام کتابی است با عنوان "ضدمسیح، مسیحای منتظَر اسلامی"[1] از جوئل ریچاردسون (Joel Richardson).

کتاب ضدمسیح اسلامی

من دوست داشتم اطلاعات بیشتری در مورد نویسنده کتاب به شما بدهم ولی طبق آنچه او در مقدمه کتاب خود نوشته نام فوق نامی مستعار است که به دلیل ترس وی از مسلمانان از آن استفاده می کند

من از این طرز فکر ناامید شده و تصمیم داشتم کتاب را نخوانم. افرادی که به صورت علنی در مورد مسائل مختلف صحبت می کنند باید بپذیرند که نام آنها در کنار کلماتشان باشد. ترسیدن و القاء ترس روش پسندیده کتاب مقدس نیست. (مزامیر 118:6)

به هر حال جوئل ریچاردسون هرکه باشد، نویسنده ای بسیار عالی است که می داند چگونه ساده و مستدل مطالب خود را بیان کند.

ریچاردسون کتاب خود را با معرفی دنیای پیچیده و گیج کننده بحث آخرالزمانی در اسلام آغاز می کند. یکی از دلایل گیج کننده بودن این بحث عدم نظام مندی آن نسبت به بحث آخرت شناسانه کتاب مقدس است. دلیل دیگر این امر عدم وجود هیچگونه پیشگویی آخرالزمانی در قرآن است. در عوض پیشگوییها در احادیث که گفته های {حضرت} محمد است، آمده که این احادیث در کتب مختلف برخی حتی 200 سال پس از رحلت او نوشته شده است. بسیاری از این گفته های فقط شنیده ها است و بسیاری دیگر ضد و نقیض یکدیگرند. همچنین بسیاری از آنها توسط افرادی ساخته شده اند که آشنایی بیشتری نسبت به {حضرت} محمد نسبت به مسیحیت و یهودیت داشته اند.

من در این موضوع مقاله ای مستقل نوشته ام.[2]

جنبه های گمراه کننده

تصویری که ریچاردسون از اعتقادات مسلمانان نسبت به آخرالزمان داده تا حدودی گمراه کننده است. او تلاش می کند که ثابت کند که مسیحا و منجی اسلام -که مهدی نام دارد- ظاهر می شود و خواهد توانست به سرعت تمام عالم اسلام را متحد سازد. این امر بسیار بعید است چرا که مهدی یکی از عناصر کلیدی در بحث آخرالزمانی اسلامی است که شیعیان را از اهل سنت جدا می سازد.

شاخه سنی اسلام معتقد است که جانشین محمد ابو بکر است که در سال 632 انتخاب شده و به درستی جای خود را به عنوان رهبر جهان اسلام گرفته است. شیعیان در سوی دیگر معتقدند که جانشین محمد باید یکی از بستگان نسبی (خونی) محمد باشد و نه کسی که براساس تقوای اسلامی یا سیاست انتخاب شده است. ابوبکر پدرزن محمد بود. شیعیان از علی بن ابیطالب پسرعموی پیامبر و داماد وی پیروی می کنند. علی در نهایت خلیفه چهارم محمد شد و از سال 656 تا 661 حکومت نمود.

پس از مرگ علی، یک رهبر نظامی به نام معاویه اموی –که اقدام به تشکیل سلسله اموی در دمشق نمود- بر ورثه علی او غلبه نمود. اهل سنت {احتمالا به اشتباه اهل سنت درج گردیده و منظور وی شیعیان می باشد} رهبری او را به دلیل نداشتن نسبت خونی با محمد، نپذیرفتند و به جای آن فرزندان علی را به عنوان رهبران خود برگزیدند.

سلسله نسبی (خط خونی) محمد از طرف علی در سال 873 میلادی منقرض گردید وقتی آخرین امام شیعیان محمد المهدی -که برادری هم نداشت- در هنگام تحویل میراث امامت در سن 4 سالگی ناپدید گردید. شیعیان مرگ وی را نپذیرفته و بر این باورند که او صرفا "غایب" شده و روزی ظهور خواهد کرد. این رویداد در الهیات اسلامی به عنوان "غیبت کبری" نامیده می شود. این پسر امام دوازدهم شیعیان است و همو کسی است که شیعیان انتظار آمدنش به عنوان مهدی اسلامی را دارند. اهل سنت این مفهوم را به شدت رد می کنند.

یکی از مورخین به نام تیموتی فرنیش تفاوتهای میان دو گروه از مسلمانان در مورد مهدی را در عبارات زیر خلاصه کرده است: ""برای شیعیان او اکنون زنده و موجود است و روزی از غیبت به در می آید ولی برای اهل سنت او هنوز به عرصه تاریخ پا نگذاشته است. به عبارت دیگر تفاوت دو دیدگاه بازگشت (ظهور مجدد) در برابر نمایش اولیه است. "[3]

نکته در اینجاست که اگر یک رهبر شیعه به طور ناگهانی در صحنه جهانی ظاهر شود و ادعای مهدی بودن بنماید، توسط سنی ها (که 90 درصد جمعیت مسلمانان را تشکیل می دهند) رد خواهد شد و بدین ترتیب اگر رهبری سنی چنین ادعایی کند توسط شیعیان پذیرفته نمی شود.

یکی از جنبه های گمراه کننده دیگر دیدگاه ریچاردسون سخن دائمی او در مورد "شباهتهای شگفت انگیز" و "تشابهات تکان دهنده" ای است که از نظر او بین پیشگویی های پایان تاریخ بین کتاب مقدس و اسلام دیده می شود. در واقع هیچ چیز تکان دهنده و شگفت انگیز در این موضوع نیست چراکه واقعیت این است که {حضرت} محمد تقریبا همه این ایده های کلیدی را از داستانهای کتاب مقدس که از یهودیان و مسیحیان شنیده، اقتباس کرده است که اتفاقا اغلب آنها برداشتهایی کاملا اشتباه است. این یک واقعیت کاملا ثابت شده است و به عنوان مدرک قوی من شما را به کتاب ساموئل شهید (Samuel Shahid) به نام آخرین شیپور (The Last Trumpet)[4] ارجاع می دهم.

رفتار اشتباه دیگر ریچاردسون تکیه عمیق وی در ارجاع به احادیث اسلامی برای تکمیل سناریوی خود برای آخرالزمان است. برخورد او با احادیث طوری است که انگار پیشگوییهای صحیحی در آنها وجود دارد حال آنکه در واقع آن احادیث چیزی جز کلمات بی ربط فردی جن زده نیست.[5]

مشکل دیگر کتاب ریچاردسون کلام او در این مورد است که بسیاری ایده های خود را از ولید شعیبات (Walid Shoebat) گرفته است.[6] شعیبات یک تروریست سابق فلسطینی است که به مسیحیت روی آورده است. او کارشناس مسائل تروریستی است و سخنرانی برجسته در این موضوع است.

ولی هنگامی که در موضوع پیشگوییهای کتاب مقدس وارد می شود، نظریات او بسیار غیر معمول است و این مطلب به وضوح در کتاب ریچاردسون نمود دارد. نکته رنج آور در سخنان شعیبات که در مجامع عمومی آنرا عنوان می کند این است که او معتقد است باید برای درک پیشگوییهای کتاب مقدس فکری شرقی داشت. او ادعا می کند که همه ما در جهان غرب در شناخت پیشگوییهای کتاب مقدس دچار اشتباه شده ایم چراکه آنها را با ذهنیت غربی تفسیر کرده ایم.

این نقطه نظر علاوه بر اینکه مغرورانه است، خلاف نگاه کتاب مقدس نیز هست. کتاب مقدس به گونه ای نگاشته نشده که تنها کسانی با طرز فکر خاص بتوانند آنرا درک کنند. این کتاب برای فهم همه مردم نوشته شده است. البته قطعا دستورالعملهایی برای تفسیر کتاب مقدس وجود دارد (مانند پذیرش معانی ساده و عمیق آن) ولی هر طرز فکری -تا زمانی که زیر سایه روح القدس پروردگار است- می تواند این دستورالعملها را برای فهم کتاب مقدس به کار گیرد.

ایده اصلی

جوهره اصلی تئوری ریچاردسون (و البته شعیبات) این است که ضدمسیح یک مسلمان است که یک ائتلاف اسلامی از کشورهای مسلمان خاورمیانه را علیه اسرائیل در آخرالزمان رهبری خواهد کرد. به طور خلاصه امپراطوری ضدمسیح منطقه ای بوده و تنها محدود به خاورمیانه است.

همچون گودمن، ریچاردسون ادعا می کند که امپراطوری هفتم مذکور در مکاشفات 17:9-11 امپراطوری عثمانی است اما به خلاف گودمن او مدعی است امپراطوری هشتم و نهایی نیز احیای عثمانی است و نه از تبار آشور. این نگاه بهتر از گودمن است چرا که نیازی به امپراطوری نهم نیست چراکه از نظر ریچاردسون ضدمسیح از امپراطوری عثمانی احیاشده جهت تشکیل امپراطوری جهانی استفاده می کند. امپراطوری احیاشده عثمانی همان امپراطوری نهایی غیر یهودی خواهد بود.

امپراطوری منطقه ای یا جهانی؟

در جهت حمایت از این تفسیر پیشگوییهای آخرالزمانی که کاملا بازنگری شده است، ریچاردسون به زحمت سعی می کند معنای روشن و واضح مکاشفات 13:7 را انکار کند که چنین آمده "و به وی داده شد که با مقدسین جنگ کند و بر ایشان غلبه یابد؛ و تسلط بر هر قبیله وقوم و زبان و امت، بدو عطا شد "

اجازه بدهید از شما سوالی بپرسم: خداوند چگونه باید در کلام ما را متقاعد کند که ضدمسیح پادشاهی جهانی خواهد داشت؟

با این حال ریچاردسون تلاش می کند که این آیه را صرفا اغراق آمیز تلقی نموده و آن را نادیده بگیرد. او این کار را با ارجاع به عبارات دانیال 5:18-19 صورت دهد که در آن در توصیف بخت النصر آمده است: "جمیع قومها و امت‌ها و زبانها از او لرزان و ترسان ‌بودند" ریچاردسون پس از آن می پرسد: "آیا هر ملتی که در زمین بود از بخت النصر می ترسید؟"[7] پاسخ من به این سوال چنین است: "بله همه کشورهایی که از وجود او آگاه بودند." این معنای کلام ذکر شده در متن است.

ریچاردسون پس از آن به عبارات کتاب اول پادشاهان 4:34 می پردازد که می گوید مردم همه ملتها " از طرف تمام پادشاهان زمین که آوازه حکمت سلیمان را شنیده بودند" آمدند تا حکمت او را بشنوند. او سپس با تمسخر می پرسد: "آیا حکمت سلیمان آنچنان گیراست که حتی یک پادشاه سراسر زمین آن را از دست نداده است؟"[8] او به معنای عبارات دقت نکرده است. لطفا آنرا دوباره بخوانید. این عبارت می گوید پادشاهانی که حکمت سلیمان را شنیده بودند نمایندگان خود را فرستادند و نه همه پادشاهان.

متن معنا را مشخص می کند و متن مکاشفات 13:7 به طور واضحی بدین معناست که امپراطوری ضدمسیح جهانی خواهد بود و نه تنها ائتلافی منطقه ای از کشورهای مسلمان.

جنگ مورد اشاره در باب 38 کتاب حزقیال

ریچارسون این مطلب را انکار می کند که جنگ مورد اشاره در باب 38 و 39 کتاب حزقیال توسط روسیه رهبری می شود و یا روسیه حداقل در آن حضور دارد. او به ترکیه به عنوان رهبر این جنگ تمایل دارد.[9] با این حال عبارات 38 حزقیال به وضوح می گوید که حمله توسط شاهزاده روش (Prince of Rosh) که "از بخشهایی دور از شمال می آید" صورت می گیرد. (حزقیال 38:15) راهی وجود ندارد که ترکیه بتواند با این عبارت "بخشهایی دور از شمال" تطبیق کند.

ریچاردسون هرگز آشکار نمی گوید که از نظر او حمله مورد اشاره در باب 38 حزقیال به اسرائیل چه هنگام اتفاق می افتد ولی این جنگ باید در انتهای دوران رنج و محنت واقع شود چراکه ارتش مهاجم باید ارتش دجال باشدکه توسط خداوند نابود می شود. بنابراین او باید جنگ یاجوج و ماجوج در حزقیال 38 و 39 را با نبرد آرماگدون برابر بشمارد اما این دو جنگ یکی نیستند.

جنگ یاجوج و ماجوج شامل روسیه و متحدان خاص او علیه اسرائیل می شود که یا در آغاز دوران رنج و محنت و یا به احتمال زیاد پیش از آن صورت می گیرد. یکی از نشانه های زمان این نبرد عباراتی است که بیان می کند پس از شکست اسرائیل از نیروهای مهاجم، این کشور 7 سال صرف تمیز کردن میدان نبرد و سوزاندن سلاح های باقیمانده می نماید. (حزقیال 39:9)

بسیاری محققین این 7 سال را با هفت سال دوران رنج برابر دانسته اند و در نتیجه حمله را در ابتدای این دوره زمانی در نظر گرفته اند. اما ما می دانیم که در میان دوران رنج و محنت ضدمسیح رو به سوی یهودیان می کند و سعی در نابودکردن آنها می نماید و در نتیجه امکان پاکسازی در نیمی از این 7 سال وحشتناک برای ایشان وجود نخواهد داشت. بنابراین به احتمال زیاد نبرد قبل از این دوران رخ خواهد داد.[10]

در مقابل، نبرد آرماگدون در پایان دوران رنج و محنت رخ می دهد. البته در واقع اصلا جنگی صورت نمی پذیرد. نیروهای نظامی ضدمسیح در یک لحظه -با بازگشت عیسی از کوه زیتون (Mount of Olives)[11] و گفتن کلامی ماوراء طبیعی که باعث فروریختن گوشت ایشان می شود (زکریا 14:1-13)- نابود می شوند. در نبرد یاجوج و ماجوج نیروهای مهاجم در "کوههای اسرائیل" (حزقیال 39:4) نابود می شوند و نه در دره آرماگدون (Valley of Armageddon) و ایشان با طاعون، تگرگ، آتش و گوگرد نابود می گردند (حزقیال 38:22)

یکی دیگر از مشکلات جدی در مورد قراردادن جنگ یاجوج و ماجوج در انتهای دوران رنج و محنت عبارات باب 38 حزقیال است که می گوید حمله در زمانی رخ خواهد داد که اسرائیل با شهرهای بی حصار در صلح زندگی می کند (حزقیال 38:11) این امر در انتهای دوران محنت محقق نمی شود چرا که سرزمین اسرائیل در آن زمان در آشوب مطلق و هرج و مرج سراسری است.

عبارات باب 83 مزامیر

من هنگامی که خواندن کتاب ریچاردسون را به پایان رساندم، می خواستم از ریچاردسون و شعیبات بپرسم شما با عبارات باب 83 مزامیر چه می کنید؟ این عبارات حمله ای را که از طرف یک ائتلاف مسلمان متشکل از اردن ، مصر، لبنان، غزه، عربستان سعودی و آشور (سوریه) علیه اسرائیل صورت می پذیرد، به تصویر می کشد. کتاب مقدس صریحا می گوید که خداوند از اسرائیل در مقابل چنین حملاتی در آخرالزمان محافظت می کند (زکریا 12:6)

به احتمال زیاد نتیجه این جنگ باجزئیات در عبارات صفینا 2:4-5 آمده است. این عبارات نشان می دهد که ملل مهاجم توسط اسرائیل ویران خواهند شد. در طول این جنگ است که دمشق، پایتخت سوریه احتمالا به طور کامل نابود می شود و هرگز دوباره بازسازی نخواهد شد (اشعیا 17:1-14 و ارمیا 49:23-27) به همین دلیل است که سوریه در باب 38 حزقیال به عنوان یکی از نیروهای نظامی و همراهان روسیه اشاره نشده است.[12]

نتیجه جنگ عبارات 83 مزامیر همان چیزی است که باعث ایجاد صلح برای اسرائیل می گردد؛ صلحی که پیشگویی شده تا زمانی که روسیه و نیروهای متحد وی تصمیم به حمله مورد اشاره باب 38 حزقیال به اسرائیل می گیرند، لذت بخش و پایدار است.

جنگ باب 83 مزامیر و در پی آن جنگ باب 38 حزقیال باعث نابودی تقریبا تمام ارتش کشورهای مسلمان در خاورمیانه می شود و این جنگها به احتمال بسیار زیاد پیش از شروع دوران رنج و محنت اتفاق می افتند! بنابراین اگر دجال یک مسلمان باشد که رهبری امپراطوری اسلامی در خاورمیانه پیش از دوران محنت را برعهده دارد، او می بایست بر امپراطوری که به خاک سیاه نشسته حکومت کند!

استدلال نهایی

ریچاردسون بحث خود را با این نظریه به اتمام می رساند که ضدمسیح یک مسلمان است چراکه اسلام کاملترین تجسم روح ضدمسیح را داراست[13] و از سربریدن به عنوان روش کشتن استفاده می کند[14] و تقویم آن متفاوت از بقیه تقویمهای جهانی است.[15]

به سادگی مشخص است که اولین نکته ذکر شده درست نیست. کاملترین تجسم ضدمسیح در حال حاضر و البته در همیشه تاریخ اومانیسم (انسانگرایی) در همه اشکال آن بوده است. اسلام مردم را به سوی خدا می خواند ولو این خدا پروردگار حقیقی نباشد. در مقابل اومانیسم مردم را دعوت به پرستش انسان و رد خداوند می نماید. نفی خدا و برتردانستن و ستایش از بشر روح کامل ضدمسیح می باشد.

سربریدن اشاره به عبارات مکاشفات 20:4 است که شهدای دوران رنج و محنت با روش سرزدن اعدام می شوند. ریچاردسون معتقد است این ثابت می کند که دین ضدمسیح اسلام است چراکه مسلمانان تنها مردمی در جهان معاصر هستند که از گردن زدن استفاده می کنند. این استدلال در بهترین حالت پوشالی و آبکی است. گردن زدن مشخصه منحصر به فرد اسلام نیست بلکه یکی از ویژگیهای شاخص انقلاب فرانسه هم بوده است و تنها یکی از انواع روشهای وحشت است که ضدمسیح –صرفنظر از ملیت یا دینش- به کار می گیرد.»

در مورد تقویم اشاره ریچاردسون به عبارات دانیال 7:25 است که در آن می گوید دجال "زمانها و قانون" را تغییر می دهد. درست است که مسلمانان از یک تقویم متفاوت از جهان غرب استفاده می کنند و درست است که اگر بتوانند کنترل جهان را به دست گیرند از تقویم خود در سطح جهان استفاده می کنند؛ اما ضدمسیح صرف نظر از ماهیتش تقویم را تغییر می دهد چراکه تقویمی که توسط بسیاری مردم جهان مورد استفاده قرار می گیرد بر مبنای تولد عیسی مسیح است.

مشکلات دیگر

ریچاردسون در پایان کتاب خود اذعان دارد که مشکل بزرگی در تفسیر و برداشت او از کتاب مقدس در مورد آخرالزمان وجود دارد.[16] کتاب مقدس می گوید که ضدمسیح خود را خدا دانسته و بالاتر از همه خدایان می شمارد (رساله دوم تسالونیکیان 2:3-4) ریچاردسون اذعان می نماید که تصور اینکه فردی مسلمان خود را خدا بداند تقریبا غیرممکن است. چنین اعتقادی با هسته اصلی الهیات اسلامی تنافی دارد.

اما او همانگونه که عبارت مکاشفات 13:7 را به نحوی متکبرانه توضیح می دهد، نظرش را چنین می گوید که جهان اسلام به سادگی در مورد خدا خواندن دجال فریب خواهد خورد! به نظر من این مطلب مثل این است که بگوییم شب روز است و روز شب. فریب خوردن هم حدی دارد. هر مسلمان که بخواهد خدایی یک انسان دیگر را بپذیرد باید از مسلمان بودن خود دست بکشد.

به اعتقاد من رفتار ضدمسیح که در رساله دوم تسالونیکیان 2:3-4 توصیف شده هرگونه امکان مسلمان بودن او را منتفی می سازد.

واقعیت بسیار مهمی که من فکر می کنم امکان مسلمان بودن دجال را نفی می کند آن پیشگویی هایی است که بر طبق آن ضدمسیح پیمان صلحی با اسرائیل می بندد تا امنیت آن کشور تامین شود (دانیال 9:27 و اشعیا 28:14-22) این مساله باورپذیر نیست که اسرائیل امنیت خود را به یک رهبر مسلمان بسپارد و به وی اعتماد کند.

از دیگر مشکلات جدی با سناریو ریچاردسون عدم اشعار کافی وی بر مسائل است. به عنوان مثال او چگونه می تواند احیای معجزه آسای امپراطوری روم در قالب اتحادیه اروپا را توضیح دهد؟ این امر پیشرفتی در امر متخصصان پیشگوییهای کتاب مقدس است که بر ما عیان شده و هشداری است که پس از صدها سال علنی شده است.آیا احیای امپراطوری اروپا صرفا یک تصادف تاریخی است؟ من چنین فکر نمی کنم بلکه آنرا قالبی می دانم که ضدمسیح برای صعود و ظهور از آن استفاده می کند.

مشکل دیگری که ریچاردسون با آن روبروست به تخریب جهانی برمی گردد که در بابهای 6 تا 9 مکاشفات شرح داده شده است. این فصلها نشان می دهد که نیمی از جمعیت جهان در نیمه اول دوران محنت می میرند. آیا این نتیجه درگیریهای منطقه ای است؟ یا اینکه صرفا "بزرگنمایی کتاب مقدس" است؟

کتاب چهارم

در حالی که در حال تکمیل این مقاله بودم به یک کتاب جدید در این موضوع برخوردم که به تازگی منتشر شده و حاصل همکاری ریچاردسون و شعیبات است. نام کتاب چنین است: "جنگ خدایی با ترور، اسلام،  پیشگوییها و کتاب مقدس"[17]

 کتاب جنگ خدایی با ترور

این کتاب بسیار گران قیمت ($29.95)  و نیز بسیار طولانی است(512 صفحه) دنبال کردن نوشته های کتاب خسته کننده و دشوار است و حتی بدتر از آن قالبی آشفته و گیج کننده دارد. بسیار روشن است این کتاب توسط جوئل ریچاردسون که نویسنده بسیار خوبی است نوشته نشده است. برداشت من این است که ریچاردسون در تحقیقات کمک کرده و شعیبات نویسنده اصلی کتاب است.

کتاب بحثهای قدیمی نظریه ریچاردسون را تکرار کرده اما در جزئیات بیشتر ورود پیدا کرده است. یکی از چیزهای دیوانه کننده در مورد این کتاب این است که در آن استدلالات به هم پیچیده و استفاده های نادرست از کتاب مقدس بسیار مشاهده می شود.

استفاده نادرست از کتاب مقدس

نمونه ای از شواهد به کار رفته توسط شعیبات ارجاع وی به باب 83 مزامیر است؛ موضوعی که در کتاب ریچاردسون نادیده گرفته شده است.[18] او تلاش می کند که جنگ مورد اشاره در این باب را که میان اسرائیل و همسایگان عرب آن اتفاق می افتد با جنگی که در انتهای دوران رنج و محنت و پس از ظهور دوباره مسیح رخ می دهد یکی بداند. بنابراین او استدلال می کند که درگیری میان نیروهای تحت امر عیسی مسیح و نیروهای ضدمسیح رخ خواهد داد. من وقتی این برداشت را خواندم حیرت زده شدم چراکه وقتی عبارات این مزمور را به صورت جزئی می خوانیم حتی یک عبارت نمی بینیم که در آن اشاره شده باشد که عیسی در هنگام وقوع این جنگ در زمین حضور داشته باشد.

بنابراین من برای اثبات حضور عیسی از استنادات شعیبات از کتاب مقدس جستجو کردم و شاید باور نکنید که استنادات او را در دو مزمور دیگر یافتم:[19]

1-    ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما (مزامیر 82:8)

2-    بازگرد ما استدعا می کنیم؛ ای خدای گروهها (مزامیر 80:14)

هیچیک از دو مزمور ارتباطی با مزمور 83 ندارد. هر دو دعا از آساف خطاب به خداوند است تا برای ایجاد عدالت به زمین بازگردد. هیجیک اشاره به این ندارد که مسیحا بر روی زمین است.

این نوع استدلالات فوق العاده درهم و به هم پیچیده را می توان در سراسر کتاب شعیبات مشاهده کرد. هرگاه او می خواهد نکته ای بگوید به آیه ای از کتاب مقدس متوسل می شود و وقتی آنرا یافت آنرا به عبارت موردنظر خود گره می زند –چه آن آیه مرتبط با آن باشد یا نه.

مثال دیگر را می توان در استدلال دوم او برای زماندهی جنگ باب 83 مزامیر در پایان دوران محنت مشاهده نمود. او می گوید که این نبرد باید در آن زمان رخ دهد چراکه این جنگ به دلیل هتک حرمت ضدمسیح به معبد یهود –معبدی که در نیمه اول دوران محنت ساخته شده- صورت می پذیرد. و حالا ببینیم شاهد او بر این ادعا چیست؟ او عبارات مزامیر 79:1 را ذکر می کند "ای خدا، امت‌ها به میراث تو داخل شده، هیکل قدس تو را بی‌عصمت ساختند." او یک بار دیگر تلاش می کند برداشت خود از مزامیر 83 را با استفاده از یک مزمور نامرتبط  دیگر اثبات کند.

منطق عجیب و غریب و تیره

مثال خوبی از منطق پیچ در پیچ شعیبات را می توان تلاش وی در توضیح عبارات دانیال 9:26 دید. معنای ساده این عبارت این است که ضدمسیح از میان مردمی برمی خیزد که معبد را نابود می کنند.

شعیبات و ریچاردسون بیان می کنند که سپاه روم که عامل ویرانی اورشلیم و معبد در سال 70 میلادی بود عمدتا از اعراب و به ویژه از سوریه و ترکیه تشکیل شده بود.[20] پس از آن ایشان نتیجه می گیرند که دجال از میان مردم سوریه یا ترکیه و نیز از مسلمانان خواهد بود.

این نحوه استدلال مانند تلاش برای گرفتن کاه از باد است. حتی اگر تشکیل دهندگان سپاه روم از بومیان استرالیا هم باشند، این دولت روم بوده که تصمیم به از بین رفتن بیت المقدس گرفته و این دولت روم بوده که دستور آنرا داده و فرماندهان رومی آنرا اجرا کرده اند. آن روزگار رم عصای دست و عامل داوری خداوند بود و از همین مردمان رومی است که ضدمسیح بر خواهد خواست.

مطلبی صحیح

دیدگاه شعیبات و ریچاردسون در مورد یک امر صحیح است: جهان اسلام به سرنوشتی ویرانگر در آخرالزمان دچار خواهند شد اما نه در انتهای دوران رنج و محنت و در نتیجه جنگی که بین ارتش ضدمسیح اسلامی و عیسی مسیح در می گیرد.

ملتهای مسلمان خاورمیانه شکست قاطعی در جنگی خواهند خورد که در مزامیر 83 و حزقیال 38 آمده است و این جنگ پیش از دوران محنت و ظهور عیسی مسیح در جهان صورت می پذیرد. ضدمسیح که از میان امپراطوری احیاشده روم سر بر می آورد جنگی جهانی علیه همه ملل جهان آغاز می کند و در خلال آن جنگ وی بقیه ملتهای مسلمان را که در خارج از خاورمیانه هستند نابود می نماید.

نتیجه نظریات

نتیجه اینکه من می خواهم بار دیگر بر این نکته تاکید کنم که رفتار ضدمسیح مطابق آنچه در رساله دوم تسالونیکیان 2:3-4 آمده مانع از آن است که وی مسلمان باشد. این نکته ای کلیدی است که پذیرش تمام تئوری را با غیرممکن می سازد.

همچنین می می خواهم سوالی را که شعیبات در تمام کتاب خود مطرح ساخته و به نظر می رسد در سخنرانیهای عمومی خود به طور مکرر می گوید پاسخ گویم. او می پرسد: "گذشته از این بحث بر سر این موضوع که آیا ماجوج همان روسیه است یا نه، آیا شما می توانید نمونه ای مستند ذکر کنید که ملتی را خداوند در آخرالزمان از بین ببرد و آن کشور مسلمان نباشد؟"  بله من می توانم. این کشور بابل است که تخریب آن با جزئیات در باب 18 مکاشفات آمده است. من می گویم چون اعتقاد دارم که "راز" بابل که در مکاشفات 17:5 اشارده شده، همان امپراطوری جهانی آخرالزمانی ضدمسیح است که در رم مستقر است. من مفصلا در این مورد نوشته هایی دارم و شما می توانید به مقالات من در این موضوع[21] مراجعه کنید.

و دو نکته نهایی. اول مواظب باشید که از تفاسیر پیشگوییهای منحصر به فردی که پذیرش عمومی هم ندارد، دوری نمایید. خداوند معنا و مفهوم پیشگوییها را تنها به یک یا دو نفر القا نمی کند. در رساله دوم پترس 1:20 آمده است: "هیچ پیشگویی کتاب مقدس تفسیری از جانب یک فرد به تنهایی نیست." افرادی که تفسیرهای شخصی و عجیب و غریب می نمایند مانند صاحبان نظریه معاصر  "خلسه پیش از خشم"[22] هستند که معمولا ابتدا سرو صدای زیادی به پا می کنند ولی به سرعت با بروز انتقادات محو می شوند.

دوم: من فکر می کنم عجله برخی افراد در این روزها برای شناسایی دجال به عنوان یک مسلمان مانند تفسیرهای روزنامه ای این روزهاست که عده ای می خواهند اخبار این روزها را به کتاب مقدس نسبت دهند و نمی گذارند خود کتاب مقدس در این باره سخن بگوید. این مساله را که کلام گرانقدر آموزگار بزرگ کتاب مقدس –ری استدمن (Ray Stedman)- است، به خاطر داشته باشید که "ما برای شناخت آینده به کارهایی که خداوند در گذشته انجام داده و یا وعده آنرا در آینده داده دسترسی داریم. بنابراین به طور افقی به وقایع کنونی نگاه نکنید"

توجه

من لازم است از دیموند داک (Daymond Duck) و آرنولد فراچنباوم (Arnold Fruchtenbaum) که از مطالب آنها در این نوشته استفاده کردم تشکر نمایم. هردو این افراد متخصصین پیشگویی کتاب مقدس و نویسنده چندین کتاب در این مورد هستند. همچنین می خواهم از یکی دیگر از متخصصین پیشگویی لامبرت دلفین (Lambert Dolphin) که زمینه استفاده من از کلمات ری استدمن را فراهم نمود تشکر کنم.

[1] - Joel Richardson, Antichrist: Islam's Awaited Messiah, (Enumclaw, WA: Pleasant Word, 2006), 276 pages.

[2] - این مقاله در آدرس زیر قابل دسترسی است:

http://www.lamblion.com/articles/articles_islam2.php

[3] - History News Network Staff, "What Is the Difference Between Sunni and Shiite Muslims — and Why Does It Matter?" http://hnn.us/articles/934.html.

[4] - Dr. Samuel Shahid, The Last Trumpet: A Comparative Study in Christian-Islamic Eschatology (Xulon Press, 2005).

[5] - از محضر رسول گرامی خداوند بابت ترجمه این کلمات پوزش می طلبم. م

[6] - صفحه 110 کتاب

[7] - صفحه 215 کتاب

[8] - صفحه 216 کتاب

[9] - صفحه 109 کتاب

[10] - برای اطلاعات بیشتر در مورد جنگ یاجوج و ماجوج به کتاب ارزشمند زیر مراجعه نمایید:

Ron Rhodes, "Northern Storm Rising", Eugene, Oregon: Harvest House Publishers, 2008, 246 pages.

[11] - کوهی واقع در شرق بخش قدیمی بیت المقدس که به دلیل درختهای زیتون واقع در دامنه آن بدین نام گرفته است. برای اطلاعات بیشتر رک:

http://en.wikipedia.org/wiki/Mount_of_Olives

[12] - برای اطلاعات دقیقتر در مورد عبارات باب 38 حزقیال به کتاب زیر مراجعه فرمایید:

Bill Salhus, "Isralestine", Crane, Missouri: Anomalos Publishing House, 2008, 342 pages.

[13] - صفحات 121-128 کتاب ریچاردسون

[14] - صفحات 136-154 کتاب

[15] - صفحات 67-68 کتاب

[16] - صفحه 197 کتاب

[17] - Walid Shoebat and Joel Richardson, God's War on Terror: Islam, Prophecy and the Bible, (Top Executive Media, 2008), 512 pages.

[18] - صفحات 240-249 کتاب

[19] - صفحه 241 کتاب

[20] - صفحات 349-353 کتاب

[21] - http://www.lamblion.com/articles/articles_issues19.php

[22] - "Pre-Wrath Rapture" این نظریه یکی از نظریات متعدد نظریه پردازان اوانجلیستهای آمریکایی در مورد آخرالزمان است. طبق این نظریه مسیحیان در مواردی در طول دوران رنج و محنت دچار خلسه می شوند. این نظریه منتقدان جدی حتی در میان مفسران کتاب مقدس دارد. برای اطلاعات بیشتر رک:

http://en.wikipedia.org/wiki/Prewrath

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :
Parameter:1278!model&40 -LayoutId:40 LayoutNameالگوی متنی-40