در این سایت مطالبی که توسط گروه غرب و مهدویت مرکز تخصصی مهدویت ترجمه و تحلیل گردیده جهت استفاده پژوهشگران و علاقمندان قرار داده می شود. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع، بلامانع است.
 

موضوعات

4 تابلو راهنما date setters Furnish
islamophobia yourislamicfuture احدادیث اسلامی
احکام اسلامی احمدی نژاد اسرائیل
اسلام اسلام ردای ضدمسیح اسلام هراسی
امام حسین ع امام دوازدهم امام علی ع
امام مهدی ع انتخابات آمریکا انتخابات ریاست جمهوری
اوانجلیست ها اوانجلیستها اهل سنت
ایران ایرانیان آخرالزمان
آخرالزمان، آرماگدون آمار
آمریکا بازگشت مسیح برنامه راز
برنامه هسته ای بمب گذاری بوستون بن لادن
بنیادهای صهیونیست مسیحی پایان تاریخ پایان جهان
پیشگوییها پیشگوییهای کتاب مقدس ترامپ
تطبیق گرایی تعیین کنندگان تاریخ تقدیر گرایان
توقیت تیموتی فرنیش جان هاگی
جک اسمیت جوئل روزنبرگ جوئل ریچاردسون
جیمز استون جیمز پارکر حزب الله
حوادث یمن خاورمیانه خسوف
دابق داعش داعش ایران اسرائیل
داعش، عراق دوران محنت دیوید جرمایا
دیوید ریگان دیوید کوک رابرت اسپنسر
رالف استایس رشد جمعیت روحانی
روز مهدی رون کانترل زمینه سازان
سربریدن سلاح اتمی سوریه
سید حسن نصرالله شاهدان آخرالزمان شعله های جنگ
شمارش معکوس برای آرماگدون شیعه صوفیه
صهیونیست صهیونیسم مسیحی ضدمسیح
ضدمسیح اسلامی ظهور مسیح ع عباس امانت
عدنان اکتار علائم آخرالزمان عیسی مسیح ع
غرب غرقد فلسطین
فیلم تبلیغاتی قرآن کتاب مقدس
کریس میشل کسوف گردن زدن
گلن بک گیلی لیندز مارک داویدسون
مارک هیچکاک محمدعلی امیرمعزی مستشرقین
مسلمانان مسیحیت معرفی اشخاص
معرفی سایت معرفی کتاب ملک عبدالله
موسسه پیو مهدی پژوهی در غرب مهدی خلجی
مهدی خوانده ها مهدی ستیزی غرب مهدی ع
مهدی گرایی مهدی منجی ربوده شده میرباقری
میشل باکمن نیمه شعبان ولید شعیبات
وهابیت هالیوود همایش بوستون
هواپیمای مالزی یهود
صفحه اصلی »موضوعات»مقاله ها
dehghani1 1393/04/27
4030 0
0.0 (0)

پرونده ای برای یک اتهام 2:آیا اسلام دستور به کشتن کافران باروش سربریدن داده است؟

آیا اسلام از نظر عقیدتی و مذهبی دستور به اعدام و کشتار کفار با روش گردن زدن می دهد؟ آیا روشی که امروزه گروههای تکفیری در کشتن مخالفان خود صورت می دهند، برگرفته از آیات قرآن است؟

در این نوشتار به بررسی ادله برخی نویسندگان غربی که این شیوه اعدام و کشتار را برگرفته از عقاید اسلامی و آیات قرآن می دانند پرداخته و آنها را نقد و بررسی می نماییم.

...

قسمت اول این نوشتار را از اینجا بخوانید.

برای پاسخ به سخنان بالا باید مسیر پاسخگویی را متناسب با شیوه برخورد طرف مقابل برگزینیم. پاسخ عده­ای که با نگاهی صرفا منفی و اهانت آمیز مطالبی را ارائه می کنند باید متفاوت از کسانی باشد که به ظاهر علمی و مستدل سخن می گویند. در مقابل گروه اول کافی است آمار جنایتهای کسانی را یاد کنیم که مسلمان نبوده اند و جنایاتی به مراتب اسفناک تر نسبت به بشریت نموده اند که برخی از آنها به نام دین وبرخی به نامهای دیگر بوده است. به عنوان مثال اگر به لیست بزرگترین جنگها و جنایات بشریت در 100 سال اخیر نظری بدوزیم به نتایج جالبی می رسیم:

  1. ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺍﻭﻝ ﺑﺎ 17 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﮐﺸﺘﻪ (ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ)
  2. ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺩﻭﻡ ﺑﺎ 50-55 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﮐﺸﺘﻪ (ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ)
  3. ﺑﻤﺐ ﺍﺗﻤﯽ ﻧﺎﮐﺎﺯﺍﮐﯽ ﺑﺎ 200 ﻫﺰﺍﺭ ﮐﺸﺘﻪ (ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ)
  4. ﺟﻨﮓ ﻭﯾﺘﻨﺎﻡ ﺑﺎ 5 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﮐﺸﺘﻪ (ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ)
  5. ﺟﻨﮓ ﺩﺭ ﺑﻮﺳﻨﯽ ﺑﺎ 500 ﻫﺰﺍﺭ ﮐﺸﺘﻪ (ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺟﻨﮓ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ)
  6. ﺟﻨﮓ ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﺎ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 1 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻭ 200 ﻫﺰﺍﺭ ﮐﺸﺘﻪ (ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺟﻨﮓ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ)
  7. ﺟﻨﮓ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ با ... کشته. (ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺟﻨﮓ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ)

تاریخ صد سال اخیر مملو از جنایات و کشتار مختلف مردم جهان توسط آمریکا و دیگر کشورهای غربی -و نه مسلمانان بوده است

شاید اشکال کنند که این جنگها مذهبی نبوده است ولی مسیحیان چه بخواهند و چه با لطایف الحیلی در صدد از یاد بردن جنگهای صلیبی باشند، این جنگها لکه ننگی بر دامان مدعیان پیروی از عیسی مسیح ع بوده است و کتب تاریخ مملو از آن جنایتهاست.[1] در همین ایام نیز کشتارهایی با نام مذهب و به بدترین شکل صورت می گیرد که صدایی از این طرفداران حقوق انسانها شنیده نمی شود. به عنوان مثال:

  1. کشتار فلسطینیان توسط صهیونیستهای یهودی مذهب به ویژه جنایات غزه، شبرا و شتیلا
  2. کشتار و سوزاندن مسلمانان میانمار توسط بوداییان این کشور
  3. کشتار مسلمانان توسط مسیحیان در آفریقای مرکزی

اگرچه شاید توجیهات بسیاری در مثالهای بالا ذکر گردد ولی این نکته قابل انکار نیست که به هر حال در هر گروه و مذهبی افراد افراطی وجود دارند که با توجیهات مختلف جان انسانهای زیادی را می گیرند و این اختصاصی به مسلمانان ندارد. به بیان دیگر برای اثبات عدم حقانیت یک دین نمی توان به عملکرد گروهی از پیروان آن تمسک کرد چون در هر مکتبی گروهی خطاکار وجود دارند که مطابق میل خود یا برداشت غلطی که از معارف آن دین داشته اند، رفتارهایی ناپسند صورت داده اند.

در مقابل گروه دوم که با ذکر شواهدی از قرآن و تاریخ اسلام در صدد اثبات ادعای خویش هستند، می بایست ابتدا صحت ادعای ایشان مورد بررسی قرار گیرد و پس از آن جوانب مختلف موضوع تحلیل گردد.

ابتدا به سراغ استنادات قرآنی موضوع می رویم. معمولا منتقدان بحث کنونی به دو آیه از قرآن کریم در این رابطه تمسک می جویند:

  1. آیه 4 سوره مبارکه محمد: "فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ...": و هنگامى که با کافران (جنایت‏پیشه) در میدان جنگ رو به رو شدید گردنهایشان را بزنید، (و این کار را هم چنان ادامه دهید) تا به اندازه کافى دشمن را در هم بکوبید در این هنگام اسیران را محکم ببندید سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادى از آنان فدیه [غرامت‏] بگیرید (و این وضع باید هم چنان ادامه یابد) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد... (ترجمه مکارم)
  2. آیه 12 سوره مبارکه انفال: "إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلَائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ": و (به یاد آر) موقعى را که پروردگارت به فرشتگان وحى کرد: «من با شما هستم کسانى را که ایمان آورده‏اند، ثابت قدم دارید! بزودى در دلهاى کافران ترس و وحشت مى‏افکنم ضربه‏ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهاى دشمنان) فرود آرید! و همه انگشتانشان را قطع کنید! (ترجمه مکارم)

در مواجهه با این آیات برخی تلاش نموده اند با استناد به معانی تحت اللفظی برخی عبارات (همچون الرقاب و الاعناق) آیات را چنان تبیین کنند که معنایی غیر از گردن زدن و کشتن داشته باشد. ولی با مراجعه به تفاسیر معروف اسلامی در می یابیم عموم مفسران همین معانی را از عبارات برداشت نموده اند؛ علاوه بر اینکه تلقی ابتدایی مسلمانان از معنای آیات نیز چنین بوده است.[2] به عنوان مثال در مورد آیه اول تفسیر مجمع البیان می نویسد:

«فَضَرْبَ الرِّقابِ» أی فاضربوا رقابهم و المعنى اقتلوهم لأن أکثر مواضع القتل ضرب العنق و إن کان یجوز الضرب فی سائر المواضع فإن الغرض قتلهم[3]

و یا تفسیر المیزان همین معنا را متذکر می شود:

ضرب الرقبة کنایة عن القتل بالسیف، لأن أیسر القتل و أسرعه ضرب الرقبة به.[4]

ویا همین تفسیر در مورد آیه دوم می نویسد:

فالظاهر أن یکون المراد بفوق الأعناق، الرءوس[5]

بنابر موارد فوق نمی­توان در این موارد به صرف اشکالات وارده از طرف مخالفان از معنای ظاهری آیات عدول کرد و معنای دیگری متصور شد. اگرچه در مورد آیه دوم احتمالی که از طرف برخی مفسرین داده شده این است که مخاطب عبارات انتهایی آیه 12 انفال ملائکه هستند و نه مسلمانان[6] که در این صورت آیه معنایی دیگر می یابد. به هر حال نکته مهم در این آیات این است که مراد خداوند از این عبارات تعیین نوع کشتن مخالفان اسلام بوده و یا مقصود امری کلی است. چند نکته در این زمینه قابل تامل و دقت است:

  1. بسیاری مفسران این عبارات را کنایی دانسته و مراد از آنها را ایجاد رعب و وحشت در مخالفان اسلام در جبهه نبرد نظامی می دانند. به عنوان مثال آیه الله طباطبایی ره می نویسد:

و المراد بضرب فوق الأعناق ... الکنایة عن إذلالهم و إبطال قوة الإمساک من أیدیهم بالإرعاب، ... و المراد به تشجیعهم على عدوهم بتثبیت أقدامهم و الربط على قلوبهم، و حثهم و إغراؤهم بالمشرکین[7]

 

  1. اسلام در شرایط عادی دستور برخورد نرم و احترام آمیز نسبت به دیگر مردمان را در آیات مختلف به پیامبر و مسلمانان داده است[8] و این شیوه رفتار در پیامبر گرامی اسلام نیز کاملا نمود داشته است؛ با این وجود با هر فرد یا گروهی که قصد تجاوز به مردم –از بعد امنیتی، اعتقادی، فرهنگی و غیره- را داشته باشد با سخت ترین شیوه برخورد می شود تا آتش جنگ و فتنه جمع گردد. در موضوع مورد بحث نیز چنین است. هر دو آیات ذکر شده در صدد تبیین شرایط جنگ هستند و وظیفه مسلمانان را در این شرایط معین می نمایند.[9] در این شرایط همه برنامه ریزان متفقند باید با شدت عمل هرچه تمام تر با دشمن برخورد شود و از هر ابزاری برای ایجاد دلهره و ترس در سوی مقابل بهره گرفت. این نیز مطلبی است که مفسران به آن اشاره داشته اند:

به هر حال این حکم مربوط به میدان نبرد است زیرا" لقیتم" از ماده" لقاء" در این گونه موارد به معنى" جنگ" است، قرائن متعددى در خود این آیه مانند مساله" اسارت اسیران" و واژه" حرب" (جنگ) و" شهادت در راه خدا" که در ذیل آیه آمده است گواه بر این معنى است. و از اینجا روشن مى‏شود افرادى که به منظور تبلیغات ضد اسلامى آیه را طورى معنى کرده‏اند که اسلام مى‏گوید:" با هر کافرى روبرو شدى گردنش را بزن"! چیزى جز اعمال غرض و سوء نیت نیست، و گرنه خود این آیه صراحت در مساله روبرو شدن در میدان جنگ دارد. بدیهى است هنگامى که انسان با دشمنى خونخوار در میدان نبرد روبرو مى‏شود اگر با قاطعیت هر چه بیشتر حملات سخت و ضربات کوبنده بر دشمن وارد نکند خودش نابود خواهد شد، و این دستور یک دستور کاملا منطقى است.[10]

 

  1. در مورد آیه 4 سوره محمد که از جمله آیات الاحکام می باشد، نتیجه خاصی نیز گرفته می شود که اهل بیت علیهم السلام آنرا مورد تاکید قرار داده اند. تلخیص این حکم آنست که در زمان جنگ مسلمانان باید برخورد حداکثری با دشمن داشته باشند و در صدد اسیرگرفتن نباشند و تا ممکن است نیروی دشمن را از میان بردارند. (البته همه اینها پس از اتمام حجت بر آنها و اصرار جبهه باطل بر جنگ با جبهه حق است) اگرچه پس از جنگ باید با اسیران رفتاری مناسب داشته باشند. به عنوان مثال در یکی از کتب تفسیری با مشی تبیین آیات الاحکام آمده است:

منقول ازیشان {اهل بیت ع} آنست که هر گاه مسلمانان در روز حرب اسیرى از کافران بگیرند پس اگر پیش از آخر شدن جنگ باشد واجب باشد قتل او اگر مسلمان نشود و مخیر است امام علیه السّلام میان آن که اختیار کند گردن زدن او را یا بریدن دستها و پاهاى او را و انداختن او تا آن که خود بمیرد و اگر بعد از آخر شدن جنگ باشد مخیر باشد امام علیه السّلام میان من و فداء و بنده گرفتن خواه مسلمان شود و خواه نى و قتل جایز نباشد...[11]

این حکم مساله ای عجیب نیست بلکه یکی از اصول موفقیت در میدان جنگ است که هم اکنون نیز مورد توجه و استفاده است.

ادامه دارد ....

 

[1] - به عنوان مثال ر ک به "تاریخ تمدن اسلام و عرب" نوشته گوستاولوبون مورخ فرانسوی، او در قسمتی از این کتاب به کشتار 10 هزار مسلمان در مسجد عمر اشاره کرده و می نویسد: {ایشان} انجمنی فراهم کرده در آنجا قرار گذاردند تمام ساکنین بیت‌المقدس اعم از مسلمان و یهود و مسیحی که عددشان به شصت هزار نفر می‌رسید نابود کنند و در مدت هشت روز این عمل را انجام دادند و حتی به زنان و کودکان و پیران هم رحم نکرده، همه را بدون استثناء از دم شمشیر گذراندند.

[2] - به عنوان مثال ر ک: الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏3، ص: 172و173

[3] - مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏9، ص: 147

[4] - المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏18، ص: 225

[5] - المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏9، ص: 22

[6] - به عنوان مثال مرحوم آیه الله طباطبایی این نظر را تقویت می نمایند "و من الجائز أن یکون الخطاب بقوله: «فَاضْرِبُوا» إلخ للملائکة کما هو المتسابق إلى الذهن..."،المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏9، ص: 22. مرحوم طبرسی در مجمع البیان نیز ظاهر آیا را همین معنا دانسته اند. ر ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏4، ص: 809

[7] - همان

[8] - در این زمینه آیات بسیاری در زمینه های مختلف در قرآن وجود دارد به عنوان نمونه آیه 8 سوره ممتحنه: خداوند شما را از کسانی که با شما در کار دین کارزار نکرده اند، و شما را از خانه و کاشانه تان آواره نکرده اند، از این که در حقشان نیکی کنید و با آنان دادگرانه رفتار کنید، نهی نمی کند؛ بی گمان خداوند دادگران را دوست دارد. و نیز ن ک: عنکبوت 46 و نساء 90 و  انعام 108

[9] - عبارات به کار رفته در آیات شرایط جنگ را مشخص می نمایند مانند عبارت لقیتم در آیه اول که اشعار به تقابل در جبهه جنگ دارد و یا یادآوری خاطره جنگ بدر در آیه دوم

[10] - تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 398,399

[11] - آیات الأحکام (الجرجانی)، ج‏2، ص: 46

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :
کد امنیتی :
Parameter:1305!model&40 -LayoutId:40 LayoutNameالگوی متنی-40